Glomerulonephritis

 

Acute Glumerolonephritis And Rapid Progressive

Glumerolonephritis

Diagram, picture showing ANCA- Dr. Charles Jennette

 A.G.N   عبارت از تغييرات التهابي منتشر گلوميرومهاي كليوي بوده كه از نظر پتالوژي  اشكال كلاسيك آن متصف است به proliferation مجموعه از حجرات اپيتل كه در اثر انفلتريشن نوتروفيل ها و مونوسيت ها بداخل آنها  كه بعدا به قسمتهاي طبقه اندوتيل و ميزانشيمل انتشار مينمايد . در صورتيكه اكثريت حجرات ماووف شده باشد   Acute diffuse  proliferative glumerolonephritis و اگر كمتر از 50 % حجرات  مصاب شده باشد بنام  proliferative G.N. Fucal ياد ميگردد . در اشكال خفيف تر كه ممكن است به طبقه messanchym ادامه يافته باشد بنام Messangial proliferative- G,N, ياد ميگردد.

در اشكال acuteآني آن آغاز مريضي فوري بوده (در ظرف چند روز يا چند هفته ) و در اثر مسدود شدن فضاي داخل  شرياني توسط حجرات التهابي منتشر و حجرات پروليفراتيف موجوده سبب كم شدن جريان خون كليوي و G,F,R, ميگردد هرگاه مريضي دوام نمايد اين كم شدن جريان حون كليوي و G,F,R, پروسه توازن بين تضيق دهندگان

(Leukotriens ,Platlet-activating Factor,thromboxan,endothelins و توسع دهندگان اوعيه Natric oxid ,Prostacyclins) ) در داحل اوعيه را بر هم ميزند.

R.P.G.N. شامل تيپ Subacute Glumerolar inflamation بوده كه درآن طي هفته ها ويا ما ها عدم كفليه كليوي انگشاف ميكند اشكال كلاسيك آن متشكل از ساختار هاي Cresentic در داخل گلوميرول ها بوده و عبارت از تقرحات (half-moon) در داحل محفظه بومن و متشكل از تركيب حجرات proliferative اپيتيليم پرييتال و مونوسيت ها ميباشد و بنام Cresentic G.N. نيز ياد ميگردد.

اين هردو شكل A.G.N. (كه بنام      Acute   Nephritic Syndrom نيز ياد ميگردد) و R.P.G.N. از اشكال وسيع Immuno mediated proliferative G.N. - ميباشد كه دز شكل اولي عكس العمل فوري بمقابل مقادير زياد Ag و در شكل R,P,G,N, و انواع آن عكس العمل بمقابل مقادير كم Ag و بتدريج بوجود ميآيد.

اسباب :

آفات مربوطه كه سبب A.G.N.  ميگردند يا ابتدايي و مربوط به كليه ها بوده و يا اينكه ثانوي بوده از سبب امراض سيستيميك  سبب تشوشات و تغييرات غير نورمال در كليه ها ميگردد بوجود ميآيد .

1-    امراض ابتدايي گلوميرولهاچون Mesangio Capillary glumerolonephritis ,Burger diseasis -.

2-     در حدود 85% واقعات A.G.N. را اسباب انتاني تشكيل ميدهد كه به تعقيب سپري نمودن انتان طرق تنفسي علوي و يا آفات جلدي بوجود ميآيد و اين انتانات بدرجه اول

3-    گروپ A -B- hemolytic Streptococci   ميباشد. همچنان Scarlet Fever, انتان استرپتوكوكسي جلدي ، Pneumococci ، Bacterial Endocarditis نيز در جمله اسباب تثبيت گرديده اند . ديگر امراض باكتريايي عبارت اند از Typhoid Fever, Meningococcimia, Sepsis و سيفليس درجه دوم .اين انتانات ميتوانند بشكل انديميك و يا Sporadic بخصوص نزد اطفال سبب A.G.N. گردند.

4-     امراض ويروسي كه شامل اين انتانات است Hepatit -B ,Infectious Mononucleus, Mumps, Measles, Varicella, Ecchovirus, Coxakie.

5-    - امراض پرازيتي مانند Malaria, Toxoplasmosis.

6-     امراض سيستسمسك كه ثانوي بوده و عبارت انداز S.L.E.,Vasculitis, Ige –A- nephropathy,Arthralgia, HenochSchoilein diseasis(Anaphelactic purpora), Goodposture Syndrom. -

7-     امراض متفرقه مانند Guilan Barie Syndrom, Irridiation of Villium tomur.

اعراض و علايم كلينيكي :

A.G.N. كه بنام Nephritic Syndrom  نيز ياد ميگرددعموما 1-3 هفته بعد از مواجه شدن و  منتن شدن به انتان تبارز مينمايد و بعضا خاموشانه و بتدريج بوجود ميآيد . در ابتداي مرحله مريض عموما اعراض غير وصفي را تبارز ميدهد مانند تب ، سردردي ،بي اشتهايي ، دلبدي و استفراق و يا اعراض و علايم كلينيكي انتان در اورگان هاي مربوطه و بعدا اعراض و علايم وصفي A.G.N. بوجود ميآيد كه عبارت اند از Hematuria,Albuminuria(protienuria), كم شدن G.F.R. وoliguria كه بندرت Anuria نيز ديده ميشود . اذيما ممكن است به سبب توسعه مايع E.C.F. ايجاد شده و انكشاف نمايد كه ابتدآدر وجه و اطراف چشمان متبارز گرديده و بعد به نقاط آزاد ديگر بدن وسعت پيدا مينمايد . اختلاجات ممكن است از سبب تجمع مايعات در دماغ بخصوص نزد اطفال ديده شود . فرط فشار خون ممكن است ديده شده كه از سبب بلند رفتن مقاومت اوعيه محيطي ،ازدياد فعاليت Renin و ازدياد output قلبي ديده شود . Pupiledema و خونريزي در چشم شايد ديده شود . در صورتيكه از قبل كدام آفت قلبي وجود نداشته باشد عدم كفايه قلب بسيار كم بوجود ميآيد.

معاينات لابراتواري :

1-    ادرار عموما برنگ دودآلود و يا قهوه يي ديده ميشود و Osmolality آن بلند ميباشد.

2-    Hematuria  ميكروسكوپيك  تست وصفي براي مريضي A.G.N. ميباشد

3-     Albuminuria بمقدار 0/2-8 gr در ادرار طرح شده 24 ساعته ميباشد.

4-    Cost هاي R.B.C.,W.B.C. وepithelial cells در ادرار تثبيت ميگردد.

5-    كمخوني عموما نزد مريضان در لوحه حاد مريضي ديده نشده مگر به نسبت كم شدن GFR و Oliguria كه نشان دهنده عدم كفايه وظيفوي فلتر نمودن گلوميرول هاميباشد Azotimia  بلند ممكن است دريافت گردد . علاوتا Sed. بلند دريافت ميگردد.

6-     سويه Creatinine در خون بلند دريافت شده  كه معيار خوب براي ارزيابي وظيفه اطراحي گلوميرولها ميباشد .

7-     در واقعات انتاني تثبيت نوع ميكروب از مواد گرفته شده چه از گلو باشد و يا از تقرحات جلدي و يا خون ،كه توسط كلچر و انتي بيوگرامصورت ميگيرد براي تشخيص ضروري است.

8-     در صورت تثبيت انتان استرپتوكوكسي در نزد مريضان مصاب گلو دردي تعيين ASO,ASKسبب مريضي را واضح ميسازد.

9-    تست سيرولوجيك براي تثبيت سيستيم معافيتي بخصوص Ig-G وC3 در تشخيص قطعي اشكال نفروپاتي ها مهم ميباشد.

10-  بيوپسي كليوي نيز از جمله معاينات اختصاصي و قاطع بوده و تشخسص هستاپتالوژيكي آفت داخل وعايي بشكل پروليفراسيون و انفلتراسيون پولي نوكليرها و مونوسيت ها در داخل گلومرول ها ديده ميشود.

تشخيص تفريقي :

باامراض و تشوشات ذيل تشخيص تفريقي صورت ميگيرد:

1-    Acute Pyelonephritis: : در اين مريضي اعراض و علايم فوق الذكر ديده شده ولي در ادرار كاست كريوات سرخ ديده نشده بعوض آن pus و باكتريها تثبيت ميگردد.

2-    تومور، سنگ ويا توبركلوز كليوي، در اين مريضي اذيما ديده نميشود و همچنان كاست كريوات سرخ ديده نميشود.

3-    Orthostatic Albuminuria: : در اين تشوش اذيما، فرط فشار خون ،hematuria و كاست كريوات ديده نشده مگر كاست هاي hyaline و epithelial cell در ادرار ديده ميشود.

4-     C.H.F. : در اين مريضي ديگر اعراض و علايم كلينيكي چون عسرت تنفس ، سرفه ، احتقان و ركودت وريدي ، hepatomegaly ، Syndrom hepatorenal، اذيما و ساير اعراض و علايم كلينيكي ديده ميشود.

تداوي:

در تداوي  A.G.N.اهتمامات ذيل گرفته ميشود:

1-    استراحت مطلق الي برطرف شدن اعراض و علايم كلينيكي.

2-    تداوي سببي چون اغلبا منشا آن انتاني است انتيبيوتراپي حتمي و ضروري كه در مراحل اوليه مرض تطبيق ميگردد بخصوص  Penicillinبراي مدت 7-10 روز بدون منتظر ماندن به نتيجه كلچر و انتي بيوگرام . البته با رسيدن نتيجه لابراتواري كلچر و انتي بيوگرام، انتي بيوتيك حساس و مناسب انتخاب و با مقدار معينه و مدت لازمه تطبيق ميگردد.

3-     رژيم غذايي به نسبت موجوديت بي اشتهايي نزد مريض از غذاهاي مشتهي شروع شده و با رفع بي اشتهايي نزد مريض غذاهاي ديگر نيز داده ميشود. مواد پروتيني صرف در واقعات شديد Azotimia محدود ساخته ميشود و در واقغات Albuminuria محدود نميگردد.

4-    در صورت موجوديت اذيما نمك در رژيم غذايي محدود ساخته ميشود.

5-    مقدار مايعات با مقدار ادراريكه طرح ميگردد متوازن ساخته شده مگر در واقعات Oliguria محدود ساخته میشود و از تراكم مايعات در دماغ و همچنان CHF بايد جلوگيري صورت گيرد.

6-     دادن مايعات هايپرتونيك و كورتيكوستروييدها كدام موثريت نداشته حتي الوصف از دادن آنها اجتناب شود . در اشكال مداخله كننده ايميو نيتي از immunosupressive ها استفاده شده Methylprednisolon روزانه 2-3 mg /k .وزن بدن همراه با Cyclophosphamid              2-3 mg/k/d  تطبيق ميگردد.

7-    درصورت موجودبت فشار بلند از ادويه چون Forusamid, Nefidipine  و Hydralazine استفاده ميشود.

8-    در صورت موجوديت CHF از مشتقات digitalبمريض تطبيق ميگردد.

انذار مريضي:

وفيات در اين مريضي بسيار كم بوده  سير مريضي و همچنان شدت و وسعت سطح تخريبات و عامل مرضي و اينكه واقعه بشكل انديميك است و يا بشكل تنهايي فرق ميكند . درجات خفيف و متوسط آن كه عموما بدون تداوي باقي بمانند بدون تداوي صحت ياب شده نميتوانند. نزد اين مريضان CHF و يا حملات اختلاج  به نسبت اذيماي دماغ سبب مرگ ميگردند.  واقعات پيشرفته آن با اهتمامات و تداوي لازمه صحت ياب ميگردند. مدت صحت يابي از چند روز الي دو سال ادامه يافته ميتواند. عموما سير مريضي نزد اطفال براي شفايابي مناسب تر و خوب تر بوده ولي نزد كاهلان بخصوص آنهاييكه سير خاموشانه ميداشته باشند توجه بيشتري را بخود نياز دارد. Nephritic Synd.وR.P.G.N. طور اختلاطي ميتواند بطرف Immunocomplex G.N. از نظر عوامل ویروسی و يا باكتريايي برود و ممكن است تعدادي از واقعات بطرف Nephrotic Synd.  سير نمايد.

 

 

وقايه:

چون اكثرا عامل مرضي انتانات است بخصوص اينكه قبل از آغاز AGN مريض انتان طرق تنفسي را سپري مينمايد لذا انتي بيوتراپي مناسب و در زمان بموقع آن براي جلوگيري از معروض شدن كليه ها موثر بوده و براي اطمينان لازم است ادرار مريض انتان استرپتوكوكسي معاينه شود تا وظايف كليوي ارزيابي شده بتواند. 

 

Chronic Glumerolonephritis

 

 عبارت از يك آفت التهابي مزمن گلوميرول ها بوده كه از نظر پتالوژي متصف است به فيبروزي و هيالينزه شدن گلوميرول ها ، degeneration  توبول ها و اسكلروز اوعيه و از نظر كلينيكي متصف است با protienuria  مقاوم ،hematuria و عدم كفايه كليوي كه بطور آهسته براي سالها به پيش ميرود .

اسباب:

 رول انتانات در ايجاد اين مريضي واضح نيست اغلب مريضي آهسته و بدون داشتن مقدمه ايجاد شده و عموما بعد از حملات مريضي حاد و مكرر ويا تداوي ناكافي مريضي حاد كه زمينه را براي تغييرات نسجي و عدم كفايه مساعد ميسازد و اغلب بعد از حملات انتان استرپتوكوكسي بوجود ميآيد.

اعراض و علايم كلينيكي:

در مراحل  asyptomaticويا latent آن نزد مريض hematuria ميكروسكوپيك و protienuria موجود بوده كه مقدار پروتين آن كمتر از 3,5gr/24h محاسبه گرديده و هرگاه مقدار پروتين ضايع شده ازين بيشتر باشد دلالت به موجوديت Nephrotic Syndrom  مينمايد . اذيماي عمومي در اثر ضايع شدن پروتين ها بوجود آمده و بالنوبه نمك نيز مقدار آن در بدن بالا ميرود انيميا بدرجه خفيف تا متوسط ديده ميشود . از نطر كلينيكي نفروتيك سندروم نيز بمرور زمان بلوحه C.G.N. سير مينمايد . اين مريضان از سردردي به نسبت بلند بودن فشار خون شاكي بوده بتدريج عسرت تنفس جهدي يا paroxystic نزد شان بوجود ميآيد اين مريضان در لوحه غير وصفي يا خفي خود براي سال ها صحتمند باقي ميمانند.

در مراحل پيشرفته مريضي نزد مريضان عدم كفايه كليوي متبارز گرديده فشار بلند كلان شدن قلب را سبب شده و بالآخره سبب عدم كفايه قلب ميگردد. دراين مراحل باوجود اذيما nocturia و polyuria ديده ميشود.

از جمله ديكر اعراض و علايم در نزد مريضان اختلاطات چشم بوده كه با اذيما و hemorrhagie طبقه Retina همراه بوده اگثريت مريضان از سبب لوحه uremia و يا عدم كفايه قلبي فوت مينمايند. خونريزيهاي دماغي نزد اين مريضان غير معمول است.

معاينات لابراتواري:

1-    نزد مريض كمخوني بدرجه خفيف تا متوسط ديده ميشود و در مراحل اخير مريضي و پيشرفته آن بارز تر ميباشد.

2-    Urea و creatinin در خون اين مريضان بلند دريافت شده كه درجه فعاليت وظيفوي كليوي را نشان ميدهد.

3-    در معاينه ادرار، albuminuria و hematuria بارز همچنان موجوديت كاست هاي كريوات سرخ و حجرات آن ، كاست هاي hyalin و granular در ادرار مريض وصفي براي تشخيص ميباشد.

4-    بيوپسي و تشخيص هستوپتالوژيكي قرحات براي تشحيص ضروري و عمده بوده تركيبي از پروليفرلسيونmembranous كلروتيك ميباشد.

5-    اسكلروز اوعيه كليوي كه توسط فرط فشار خون ثانوي ايجاد شده در معاينات مربوطه واضح و مشخص ميگردد.

 

تشخيص:

در حالات ذيل تشخيص C.G.N. امكان پذير بوده و بآساني واضح ميگردد.   

1-    سابقه سپري نمودن AGN به تعقيب انتان طرق تنفسي

2-    در حالاتيكه  با مراجعه مريض به لابراتوار تغييرات غير نورمال در ادرار  وي تثبيت گردد. Hematuria و Albuminuria كه تشوشات وظيفوي كليوي را نشان ميدهد هرگاه با فرط فشار خون همراه باشد تشخيص را واضح ميسازد.

3-    با اعراض و علايم پيشرونده امريض كليوي بخصوص كه با كمخوني و فرط فشار خون همراه بوده و بطور آني متبارز گرديده باشد بايد C.G.N. در نظر گرفته شود.

از نظر تشخيص تفريقي امراض ذيل مد نظر بوده و به آساني تفريق ميگردد:

1-    A.G.N. نظر به سابقه و سير مريضي

2-    توبركلوز و يا سنگ عاي كليوي

3-    Arteriolar nephrosclerosis ,Pyelonephritis و امراض Polycyctic كه در اين مريضي ها سوابق ،سير مريضي و موجوديت انتان در ادرار همراه با pus در تشخيص تفريقي كمك ميكند.

تداوي:

تداوي مريضان C.G.N. عموما عرضي و محافظتي ميباشد با وجود اهتمامات لازمه طبی سالها توسط تطبيقات استيروييدها و Cytotoxic  هاو ادويه ضد التهابي غير استيروييدي و انتي كواگولانت ها كه در نزد مريضان مختلف صورت گرفته مگر هنوز جواب قناعت بخش و تاثيرات مطلوب و مطمين بدست نيامده است .

در لوحه LATENTمريضي براي جلوگيري از انتانات ،انتي بيوتيك مناسب انتخاب و تطبيق ميگردد كه عموما از پنيسيلين كه انتي بيوتيك وسيع الطيف ميباشد استفاده ميگردد.

براي تشويق و اطمينان دادن بمريض توصيه براي فعاليت هاي روز مره و رژيم غذايي مناسب داده شده و از محدود ساختن فعاليت مريض و يا رژيم غذايي وي اجتناب شود.

در صورتيكه حالت التهابي و قرحات در كليه ها توسعه يابد كه عموما با اعراض و علايم كاينيكي hematuria و اذيما ادامه يابد براي مريض توصيه استراحت در بستر گرديده و الي بر طرف شدن حالت التهابي و اعراض مريضي استراحت ادامه مييابد

رژيم غذايي مريض از پروتيين محدود ساخفه نشده مگر اينكه نزد مريض عدم كفايه كليوي به نسبت نفرون ها پيشرفت نموده و B.U.N. سويه آن در خون بلند دريافت گردد

در رژيم غذايي نمك زماني كه اذيما ويا CHFموجود باشد محدود ساخته ميشود

هرگاه Nephrotic Syn. در لوحه كلينيكي مريض موجود باشد تداوي بالخاصه خودرا دارد

سردردي ،بيدار خوابي و تخرشيت مريض كه با فرط فشار خون توام است با دادن Sedativeو ديوريتيك تسكين داده ميشود و يا اينكه از  باربيتورات ها استفاده ميگردد (15 -30 ملي گرام روزانه ) و استراحت روزانه براي مريض تحويز ميكردد

از فعاليت هاي فزيكي شديد و ناقراري بايد مريض اجتناب نمايد

با دادن محلولات و Laxative از عطالت امعاجلوگيري بعنل آيد

در صورت تاسس عدم کفايه قلبي تداوي آن نزد مريض صورت گرفته منتها مقدار مايعات محدود ساخته نشده روزانه در حدود 1500 cc مايعات بمريض تجويز ميگردد

تداوي كمخوني نزد مريض با دادن مستحضرات آهن و كوبالت و همچنان در موجوديت حجرات Macrocytic ويتامين B-12طور عضلي و مستحضرات فولات توصيه ميگردد

در لوحه تراكم نايتروجن بدون اذيما فعاليت هاي شديد فزيكي مريض محدود ساخته شده رژيم غذايي حاوي 50 gr پروتيين و كاربوهايدريت و ويتامين ها بوده و مقدار مايعات اخذ شده توسط مريض بحدود 1500-2500 cc در 24ساعت بوده و مقدار نمك در رژيم غذايي محدود نميگردد زيرا نمك توسط ديوريز مريض ضايع ميگردد استراحت مريض زياد ميگردد

در لوحه تراكم شديد نايتروجن نزد مريض drowsiness تاسس نموده و انكشاف مينمايد كه تداوي آن عبارت از تداوي لوحه uremia نزد مريض ميباشد.

انذار و سير مريضي :

انذار مريضي وابستگي به سير و تشخيص بموقع آن داشته و علاوتا موجوديت اختلاطات بخصوص عدم كفايه قلبي و فرط فشار خون در سير مريضي رول عمده داشته عدهيي از مريضان با اهتمامات لازمه غذايي و محافظت وظايف كليوي و تامين ديوريز مدت طولاني عمر نموده ميتوادند .

Nephrotic  Syndrom

نفروتيك سندروم يك كمپلكس كلينيكي ميباشد كه با يكعده تشوشات كليوي و غير كليوي متصف بوده كه عمده ترين آنها Protienuria > 3.5 gr/24 hميباشد و در پراکتيك چنين تعبير ميشود { 3- 3.5 gr } همچنان hypoalbuminemia, odema, hyperlipidemia, lipiduria و hypercoagalapathieاز جمله ديگر اعراض و تشوشات مربوطه ميباشد

بايد گفت كه كليد رهنمايي براي تشخيص اين سندروم پروتين يوريا ميباشد و ديگر اعراض ثانوي بوده  و درجه ارزشي آنها نسبت به درجه كليدي كمتر بوده و حتي اگر مقدار پروتين يوري كتلوي باشد ممكن موجود نباشند

بطور عموم بهر اندازهيي كه مقدار پروتين يوري بيشتر ياشد سويه سيرومي البومين پايين ميباشد در باره البومين بايد گفت كه در اثر كتابوليزم توسعه يافته كليوي مقدار بيشتري از البومين در كبد سنتيز گرديده و لذا زماني hypoalbuminemia تبارز مينمايد كه توازن بر هم خورده و درجه كتابوليزم ان بيشتر گردد .

pathophysiology تشكل اذيما هنوز دليل روشن و واضح براي آن پيدا نشده مگر به نسبت hypoalbuminemia فشار oncotic پايين آمده و سبب ميگردد تا leackage مايع ECF از داخل اوعيه به فضاي بين الخلالي صورت گيرد . در عين حال چون حجم مايع دوراني كم ميگردد سيستم هاي عصبي سمپاتيك و homurral چون Renin - Angiotensin -Aldosteron و  آزاد شدن vasopressin و متوقف شدن توليد پپتيد natriuritic  شرياني ،فعاليت شان زياد شده باعث احتباس بيشتر سوديم و آب گرديده كه باز هم مقدار بيشتر آب در فضاي بين الخلالي نفوذ نموده و اذيما را تشديد مينمايد .

در ارتباط hyperlipidemeia فكر ميشود كه كبد فعاليت زياد نموده و به نسبت كم شدن فشار oncotic ليپو پروتين ها بيشتر سنتيز گرديده و ممكن است در حاليكه در اشكال خفيف نفروتيك سندرم، كول استيرول و پروتين هاي با كثافت كم ازدياد مي يابد اما در اشكال شديد آن پروتين هاي با كثافت بسيار پايين و تريگلايسريد ها تمايل بيشتر به زياد شدن دارند .

Hypercoagolopathie  ممكن است از اسباب مختلف بوجود آيد مثلا از اثر ضايع شدن antithrombin - 3 در ادرار و يا فعال شدن پروتين عاي CوS ،زياد شدن سويه فيبرينوژن در خون و همچنان ازدياد سنتيز كبدي آن ،  متوقف شدن عمليه fibrinolysis و يا تشديد شدن بهم چسپيدگي ترومبوسيت ها سبب مي شود تا ترومبوز اوعيه محيطي و يا كليوي و يا وريد كليوي و يا امبولي ريوی ايجاد گردد.

اسباب:

1-    N.S. ميتواند در اشكال مختلفه گلوميرولونفريت در هر مرحله بوجود آيد كه بيش از90% واقعات را تشكيل ميدهد { minimal chage diseasis ,Focal and segmental glumerolosclerosis ه  glumerolopathy, membrano proliferative G.N. , mesangial proliferative G.N. } همراه با hyalinosis  .

2-    Amiloidosis كايوي.

3-    امراض مختلفه سيستيميك مانند SLE, Rheumatoid arthritis, Diabetic nephropathy.

4-    امراض انتاني استرپتوكوكسي ، ويروسي وباكتري.

5-    امراض نيوپلازيا ،هوجكن، لمفوما، لوسيمي وغيره.

6-    امراض ارثي .

7-    امراض متفرقه ecclampsia, thyroiditis و myxedema .

8-     ادويه ، توكسين ها ، مشتقات طلا ، سيماب وغيره.

اعراض و علايم كلينيكي:

1-    به نسبت كمبود پروتين ها در خون و پايين آمدن فشار oncotic اذيماي عمومي ايجاد ميگردد.

2-    به نسبت كتابوليزم پروتين ها در كتيه ها و سنتيز كم ”ن در كبد مريض مصاب  malnutrarion  و كمخوني گرديده و درجه استقلاب اساسي {M.B.}پايين ميآيد.

3-    Hypertension و همچنان بلند رفتن سويه مقداري مواد نايتروجندار در خون {urea و creatinine} .

4-    در حالات پيشرفته مريضي dyspenia نزد مريض ايجاد ميگردد.

5-    تشوشات مربوطه coagolation كه سبب ترومبوز ورید كليوي گرديده {hematuria ، دردهاي بطني، در صورت مبتلا شدن وريد كليوي چپ varicocell }ديده ميشود .

6-    نزد مريضانيكه سبب N.S. امراض سيستيميك باشند مانند S.L.E. و يا ديابت ، اعراض و علايم كلينيكي آن امراض نيز در صحنه حاكم ميباشد.

7-    علاوه از البومين ساير پروتين ها از جمله گلوبولين ها نيز در ادار اطراح گرديده و در ارگانهاي مربوطه اختلال در وظايف آنها بوجود ميآيد . بطور مثال گلوبولينيكه بT-4 وصل و سسب فعاليت هورمون هاي تيروييد ميگردد مقدار آن در خون كم شده و T-4 فعال در خون مقدار آن كم ده و تشوشات وظيفوي غده تيروييد را سبب  ميشود . همچنان با پايين آمدن سويه پروتين متصل شونده با Chol calciferol سبب كمبود ويتامين D گرديده ( Hyperparathyroidism ثانوي ، Hypercalciuorie ، تشوشات در عظام و Hypocalcimia ) نزد اين مريضان بوجود ميآيد . در اثر اطراح زيادي Transferin در ادار كمخوني ميكروسايتيك و هيپوكروميك  بوجود آمده كمبود Zink و Copper نيز بوجود ميآيد .

معاينات لا براتواري :

در معاينات لابراتواري تغيرات مربوطه LS  قرار ذيل در يافت ميگردد .

       1.         پروتين هاي ادرار به خصوص البومين  بلند در يافت شده در ادرار جمع شده 24 ساعت بيشتر از 3/5 گرام در يافت ميگردد .

       2.         Spicefic Gravity ادرار پايين بوده و در حدود  1002 ميباشد كه داراي اهميت تشخيصي ميابشد .

       3.         عناصر حجره وي و يا كاست هاي آن ها ديده نشده كه در موجوديت آنها امراض مختلفه گلوميرول ها در نظر گرفته شود .

       4.         موجوديت اجسام بيضوي شكل شحمي در ادرار نشان دهنده تجمع ابستر هاي كول استرول در حجرات Epithilial  توبول هاي كليوي ميباشد .

       5.         در معاينه خون محيطي كمخوني بدرجه خفيف تا متوسط ديده ميشود .

       6.         سويه البومين خون كمتر از 3 گرام في ديسي ليتر دريافت ميگردد و سويه پروتين ها كمتر از شش گرام في ديسي ليتر دريافت ميگردد .

       7.         سويه كولسترول خون بلندتر از 300-mgr / dli در يافت ميگردد.

       8.         تست هاي وصفي ولي غير معمولي عبارتند از تثبيت كمپليمنت هاي C-1  ، C4 ،  CH-50 در خون ميباشد و در الكتروفوريز ادرار انتي جن هاي ضد هستوي و بعضآ در تست سيرو لوژيك Anti hepatitte B در يافت ميگردد .

       9.         بيوپسي كليوي كليد تشخسص براي سبب پروتين يوريا ميباشد و عمومآ نزد مريضان پروتين يورياي مقاوم موجود بوده و از نظر طبي اگر كدام مشكل موجود نباشد اجرا ميگردد .

تشخيص :

 موجوديت تاريخچه يا سابقه امراض انتاني چون گلوميرولونفريت براي چند سال توام با اعراض و علايم كلينيكي ،البومينيوري و اديما و همچنان موجوديت امراض سيستنيك مانند ديابت كه توام با اعراض Retinopathie باشد نشان دهنده اسكلروز اوعيه گلوميرولها بوده و با اعراض كلينيكي تشخيص را واضح ميسازد بهمين قسم موجوديت سابقه امراضي چون amiloidosis از اثر توبركلوز ،اوستيوميليت و lipoid nephrosis از دوران طفوليت توام با اعراض كلينيكي براي تشخيص مشكل ايجاد نميكند.

تداوي:

در N.S. يكعده پرابلم ها موجود است كه هر كدام بالنوبه بايد در نظر گرفته شده و راجع به كنترول آن اهتمامات لازمه گرفته شود .

1-    در وقت حمله آني مريضي ، مريض يايد چند روز استراحت مطلق نمايد و با از بين رفتن اذيما و يا بحد اقل رسيدن آن بكار روز مره عادي آغاز نمايد و همچنان توصيه ورزش براي مريض مفيد واقع ميگردد.

2-    هر گاه كدام انتان نزد مريض تثبيت گرديد راجع به تداوي مناسب آن اقدام ميگردد و از عمليات هاي جراحي نزد مريض اجتناب شود.

3-    براي كنترول اذيما و تامين ديوروز نزد مريض بخاطر از بين بردن و يا محدود ساختن آن ، بايد نمك در رژيم غذايي مريض محدود و كم ساخته شود . در درجه هاي خفيف و متوسط از ادويه  ديوريتيك خوراكي استفاده ميگردد اما در واقعات شديد و معند از ديوريتيك هاي زرقي مانند furosamid, و ethacrinic acid استفاده ميگردد بمريضانيكه thiazid اخذ مينمايند پوتاسيم نيز در رژيم غذايي شان علاوه ميگردد و نبايد از يك طور روزانه بيشتر وزن كم شود زيرا ممكن است سبب hypovolemia و بلند رفتنئ azotemia نزد مريض گردد .

4-    اين مريضان يه نسبت اينكه `Protienuria شديد و كتلوي داشته نزد شان  hypoprotienemia موجود است رژيم غذايي محدود 0,5-0,6 gr/kg/d بسيار موثر بوده و بخص.ص بمريضانيكه azotemia ميراشته باشند بايد مقدار پروتينيكه بمريض داده ميشود معادل پروتين ضايع شده در ادرار ياشد مقدار چربي كم با وجود مقدار بلند كولستيرول در خون براي مريض مناسب ميباشد اما در درجه هاي بسيار بلند چربي خون از clofibrat و يا cholesteramin بمريض توصيه ميگردد.

5-    مقدارمايعات تجويز شده بمريض محدود گرديده و بمقدار1000- 1500 cc تقليل داده ميشود .

6-    به نسبت ضايع شدن پروتين عا در ادرار از جمله anti thrombin- 3 كه سبب ترومبوز بخصوص وريد كليوي شده ميتواند و تشوشات وظيفوي كليوي را شدت ميبخشد از heparin و varfarin استفاده ميگردد.

7-    تجويز immunosuppressive ها از جمله كورتيكواستيروييد ها باين مريضان وابستگي به قضاوت داشته و عموما به صفحات معند مريضي تطبيق ميگردد و درآنصورت تمام معاينات از گلوكوز خون همراه با محاسبه ديوريز 24 ساعته مريض ،فشار خون و سويه نايتروجن در خون تكميل و كنترول گرديدهو درآنصورت بمريض از prednisolon روزانه 40 - 80 ملي گرام براي مدت 14- 21 روز داده ميشود.

انذار مريضي:

انذار مريضي ارتباط باصل مریضي ميداشته باشد.

تقريبا 50% واقعات در نزد اطفال انذار خوب داشده ولي ديگر واقعات به صفحه نهايي همراه با عدم كفايه كليوي داخل ميگردد. در نزد كاهلان انذار خرابتر است بخصوص اينكه با امراض سيستيميك مانند SLE ويا ديابت همراه باشد . بلند رفتن فشار خون ويا بلند رفتن سويه نايتروجن در خون انذار مریضی را جدي ارايه ميكند بخصوص اينكه پروتينيوري را تشديد و عدم كفايه كليوي را بوجود ميآورد.

Pulmonary Edema

Pulmonary Edema

 

اذیمای ریوی با منشأ قلبی:

معمولا در موارد Dyspnea همراه با عدم کفایه احتقانی قلب، افزایش فشار ورید ریوی که در ابتدا به احتقان عروق ریوی می انجامد وجود دارد. Compliance  ریه ها کمتر شده ، مقاومت طرق هوای  کوچک افزایش یافته و جریان لنفاتیک افزایش میابد، که این امر آشکارا سبب پیدایش حجم ثابتی از مایع خارج عروقی در ریه میشود. درین مرحله Tachypnea  خفیف وجود دارد چنانچه شدت و مدت زمان فشارفزایش یافته داخل عروقی کافی باشد تجمع مایع در فضای خارج عروقی افزایش مییابد، یعنی Edema بینابینی پدید می آید. در این حالت علایم بدتر شده ، tachypnea افزایش میابد ، تبادلات گازی بیشتر مختل میشود و تغییرات رادیوگرافی چون خطوط کرلی B  و از بین رفتن وضوح حاشیه عروق دیده میشود در این مرحله ، اتصالات بین حجرات اندوتلیال عروق شعریه وسیع شده و مکرومالیکول ها وارد انساج بین البینی میشوند.

افزایش بیشتر فشار داخل عروقی ، منجر به از هم گسیختگی اتصالات محکم بیش سلول های پوشاننده alveol ها گردیده و به دنبال وارد شدن مایع حاوی کریوات سرخ و مکرومالیوکول ها به داخل الویول ها ، اذیما الویولی پدید میآید. در صورت از هم گسیختگی بیشتر غشا الویول – عروق شعریه، مایع اذیمای، الویولها و مجاری هوایی را لبریز میکند. در این هنگام اذیما ریوی که از لحاظ  سریری کاملا صدا دار است (رال ها و رانکای دو طرفه ) در رادیوگرافی صدر کدورت منتشر ریه همراه با کدورت بیشتر نواحی نزدیک سره ریه مشاهده میشود. به طور تایپیک بیمار مضطرب است، تعرق زیادی دارد و خلط کف الودو آغشته به خون دارد.

همراه با بدتر شدن hypoxia ، تبادله گازات به میزان بیشتر مختل میشود. بدون درمان موثر ، اسیدمی پیشرونده ، hypercapnia  و توقف تنفسی بوجود خواهد آمد.

ترتیب انباشته شدن مایع که در بالا شرح داده شد از قانون استارلینگ که در باره تعادل مایع بین عروق شعریه و انساج بینابینی است تبعیت میکند.

 

نمای میکروسکوپیک اذیمای ریوی

Pulmonary Edema

image from: www.microscopyu.com

 

Pulmonary Edema

image from: www.microscopyu.com

 

اذیمای ریوی با منشأ غیر قلبی:

به غیر از افزایش اولیه فشار عروق شعریه  ریه ها ، شرایط سر یری دیگری نیز وجود دارند که به دلیل عدم تعادل نیرو های استارلینگ موجب اذیمای ریوی میشوند. اگرچه انتظار میرود که کاهش فشار انکوتیک پلاسما در شرایط  hypoalbuminemia  مانند بیماری شدید کبدی، سندرم نفروتیک، انتروپاتی  از دست دهنده پروتین باعث اذیمای ریوی شود، تعادل بین نیرو های درحالت  طبیعی تا حدی به نفع بازجذب است که معمولا در چنین شرایطی نیز افزایش فشار مویرگی برای بوجود امدن اذیما ریوی ضروری است. افزایش فشار منفی نسج بین البینی بدنبال تخلیه سریع یک پنوموتورکس بزرگ ، موجب اذیمای ریوی یک طرفه میشود. در چنین شرایطی ممکن است نشانه های بیماری تنها با رادیوگرافی قابل مشاهده باشند، ولی در برخی موارد بیمار احساس تنگی نفس دارد و یافته های فیزیکی موجود محدود به قسمت اذیما دار ریه میباشند. تصور میشود که فشار بسیار منفی داخل پلورا در جریان Asthma شدید با بروز اذیما ریوی در ارتباط باشد.

انسداد لنفاوی ثانوی به بیماری های فیبروزی و التهابی یا کارسینومای رگ لنفاوی منجر به اذیما بینابینی میشود در چنین مواردی تظاهرات بالینی و رادیوگرافی مربوط به بیماری زمینه ای هستند.

امراض مانند عفونت های منتشر ریوی ، اسپایریشن و شوک ( به خصوص به علت سپسیس و پانکراتیت خونریزی دهنده و به دنبال بای پس قلبی عروقی) که به طور خود بخودی با به علت سموم محیطی ایجاد میشوند، با اذیمای منتشر ریوی که منشا هیمودینامیک واضحی ندارد، همراه هستند. این امراض معمولا به پیدایش سندرم دیسترس حاد تنفسی می انجامد .

 

image from: http://radiology.med.sc.edu  :

 

 

اشکال اذیمای ریوی:

سه شکل از اذیمای ریوی وجود دارد که میکانیزم دقیق انها شناخته نشده است.

دوز بیش ازحد نارکوتیک ها ، یکی از علل اذیما ریوی است. اگرچه مصرف غیر قانونی هرویین تزریقی ، شایع ترین علت است ، اما مصرف بیش ازحد خوراکی یا تزریق ترکیبات قانونی مورفین ، متادون و دکستروپروپوکسی فن نیز با اذیما ریوی همراه است. لذا عقیده قبلی که وجود نا خالصی در ترکیبات تزریقی را علت اختلال میدانست دیگر قابل قبول نیست. شواهدی وجود دارد که علت اذیما ریوی را اختلال در نفوذ پذیری غشای عروق شعریه و الویول ها میدانند، نه افزایش فشار عروق شعریه.

صعود به ارتفاعات همراه با تمرینات شدید بدنی، یکی دیگر از دلایل مشخص اذیمای ریوی در افراد سالم است که با این شرایط آب و هوا عادت نکرده اند. در افراد مقیم ارتفاعات بالا که با این شرایط آب و هوا خو گرفته اند نیز این سندرم پس از یک اقامت کوتاه در ارتفاعات پایین دیده میشود.

میکانیزم اذیمای ریوی ناشی از ارتفاعات بالا هنوز مشخص نبوده و مطالعات انجام شده در این زمینه ، ضد و نقیض میباشند. عده ای اذیمای ریوی را ناشی از تنگی ورید ریوی و عده ای دیگر ناشی از تنگی ارتریول ها های ریوی میدانند با توجه به این حقیقت که این بیماری به تجویز اوکسیجن و یا برگشت به ارتفاعات پایین پاسخ میدهد، نقشی برای هایپوکسی در ارتفاعات به عنوان علت اذیمای ریوی پیشنهاد شده است.

اذیمای ریوی عصبی ، در بیماران دچار اختلالات سیستم عصبی مرکزی که از قبل ، دچار اختلات در کار کرد بطن چپ نبوده اند دیده میشود. اگر چه اکثر بررسی  ها بر روی مدل های مشابه ، دلالت بر فعالیت سیستم عصبی سیمپاتیک دارد ، اما با این حال میکانیزم که طی ان فعالیت سیمپاتیک به اذیما ریوی می انجامد مورد بحث است.

مشخص شده است که فعالیت زیاد اعصاب ادرنرژیک ، سبب انقباض عروق محیطی  همراه با افزایش فشار خون و شیفت خون به سمت جریان خون مرکزی میشود. علاوه بر این احتمال دارد که کمپلیانس بطن چپ نیز کاهش یابد. لذا این دو عامل به همراه یکدیگر سبب افزایش کافی فشار دهلیز چپ جهت ایجاد اذیمای ریوی ( به اساس یک میکانیزم هیمودینامیک)  میشوند.

برخی از شواهد تجربی ، خاکی از ان هستند که تحریک گیرنده های ادرینرژیک مستقیما سبب افزایش نفوذپذیری عروق میشوند، اما این تاثیر در مقایسه با عدم تعادل نیرو های استارلینگ نسبتا جزیی است.

Acute myocardial infarction

Mammology 

acute MI

Anatomic pictures 

preeclampsia

 goiter

 ضایعات مفصلی

Acute myocardial infarction 

   

       دوکتور خلیل احمد آذر      

       تعریف:  عبارت از نکروز ischemic  قسمتی از  عضله قلب است که در نتیجه تنقیص آنی و حاد جریان خون اوعیه کرونر و یا ازدیاد آنی نیاز میوکارد به اکسیجن که توسط شریان کرونر تنگ و یا مسدود تأمین شده نتواند بوجود می آید. جریان خون شرائن کرونرممکن است توسط ترومبوز یکی از شرائن کرونر، هموراژ در داخل و یا تحت پلک atherosclerotic  و یا تقبض و spasm شریان کرونر مختل شود. تنقیص جریان خون کرونر همچنان از اثر shock, dehydration و یا hemorrhage بوجود آمده میتواند.

Rateسریع بطین از اثر tachycardia یا atrial fibrillation و تنقیص زمان دیاستول میتواند باعث اسکیمی میوکارد گردد. اسکیمی گذری و موقتی قابل ارجاع بوده اما اسکیمی دوامدار (حدود یکساعت) سبب نکروز تدریجی عضله قلبی گردیده که در subendocardial به سمت epicard وسعت مییابد.

محل و وسعت نکروز: بستگی به درجه بندش شریان کرونر ، عدم تعادل بین نیاز به خون و رسیدن خون به میوکارد ، کفایت شرائن کولاترال و موجودیت و وسعت احتشأ قلبی دارد. Infarct ممکن تمام ساحه میوکارد (از endocard تا epicard) را در بر بگیرد که درینصورت transmural infarct نامیده میشود و یا ممکنست در subendocard محدود بماند که در ینصورت non-transmural infarct نامیده مشود.

Acute MI ممکنست از اسباب دیگری چون acute hypotension و یا coronary spasm با یا بدون موجودیت ترومیوز بوجود آید. بندش کرونر الزاما" سبب Acute MI نمی گردد، یک ترومبوزممکنست سبب بندش شاخه از اوعیه کرونرگردیده بدون آنکه سبب Acute MI  گردد.

همچنانیکه infarct  میوکارد ممکنست بدون موجودیت ترومبوز اوعیه کرونر بوجود آید .

اگرچه وقتی MI  گفته میشود منظور احتشأ در بطین چب است اما واقعات   infarctبطین راست نیز نادر نمیباشد. این نوع احتشأ همراه با infracting از اثر بندش شریان کرونر راست بوجود می آید . بندش شریان کرونر قدامی چپ زیاد معمول بوده و سبب احتشأ  anteroseptal  بطین چپ می گردد. بندش کمتر محتمل شریان کرونر راست سبب احتشأ   inferior و poster بطین چپ می گردد.

کمترین نوع احتشأ ،احتشأ anterolateral  از اثر بندش شریان کرونر circumflex چپ میباشد.

تظاهرات اخطاریه premonitory manifestation  :

اعراض چون ضعیفی weakness ، نفس کوتاهی، و ناراحتی های مبهم در حدود 50- 70% مریضان روز ها و هفته ها قبل از تأسس MI acute بیانگر  اسکیمی پیشرونده میوکارد است و این موضوع نشان میدهد که عارضه آنچنانیکه قبلا" تصور میشد غیر متوقعه نبوده بلکه میتواند با علایم اخطاریه قبلی همراه باشد.

دریافت های کلینکی:

A: اعراض:

1. درد: درد یکی از اعراض عمده و کلاسیک احتشأ حاد میوکارد است که باعث میشود مریض در جستجوی کمک بر آید. این درد از نظر کیفی مشابه آنجین صدری بوده و یا ممکنست بصورت احساس سنگینی ، گرفتگی و یا قرار گرفتن وزن سنگین بر صدر ظاهر شود. این درد از نظر موقعیت و انتشارش مشابه انجین صدری بوده  ممکنست انتشار آن تنها به فک سفلی –دندان ها ، عنق، شانه چپ – خلف بازوی چپ و دو انگشت که توسط عصب ulner تعصیب می گردند انتشار نموده حتی ممکنست قسمت های فوقانی خلفی صدر را متأثر بسازد و مریض فکر نماید که پرابلم ارتوپیدی دارد. شدت درد بمراتب بیشتر از درد انجین خواهد بود، این درد با استراحت آرامش کسب ننموده – سریعا" ایجادگردیده ، شدید و خفیف گردیده و ممکنست ظرف چند دقیقه به شدت اعظمی خود برسد. نایتروگلسرین به این درد اثری نداشته و یا موثریت اندکی خواهد داشت.درد ممکنست ساعت ها دوام نموده وغیر قابل تحمل باشد . شدت درد به شدت و ساحه infarct بستگی ندارد ازینرو داکتر  واقعات را که درد در آن شدت کمتری دارد نباید دست کم گیرد و جزئی تلقی نماید.

 

2. تظاهرات سیستمیک:

     یک اندازه گیری غیرمستقیم مقدار نسج نکروتیک با عکس العمل system در برابر MI  که با شواهدی چون تب ، tachycardia ، leukocytosis  و ازدیاد ESR ظاهر شود صورت گرفته میتواند. این علایم  سیستمیک نکروز نسجی معمولا" 24- 48 ساعت پس از شروع درد ظاهر گردیده و بستگی بمقدار نسج نکروتیک دارد ، لذا این علایم تعین کننده وسعت احتشأ نیز بوده میتواند.

چون نکروز 24- 48 ساعت پس از حمله اولی درد تاسس مینماید لذا درجه حرارت مریض پس از گذشت همین مدت زمان تعقیب شده میتواند. هرگاه در شروع حمله درد و یا 5-6 روز پس از شروع درد نزد مریض تب وجود داشته باشد باید به عوامل و اسبا ب دیگر تب توجه گردد. بطور مثال مریضان مصاب pul. Infarct در همان روز اول آفت درجه حرارت بلندتری را ارائه می کنند.

درحالیکه در MI  درجه حرارت موخرتر بلند میرود.

 

 

3. عرق – ضعفیت و نگرانی:

      مریض اکثرا" در عرق سرد تر بوده و احساس ضعف و دلهره می نماید ، آرام نداشته به خود میپیچد و کوشش مینماید وضعیت را که آرامش بیشتر به او بدهد اختیار نماید، برخلاف مریضان مصاب  effort angina ، که مریض ترجیح میدهد استاده ، نشسته و یا دراز بکشد.

 

 

4. عسرت تنفس ، هایپوتنشن و گیچی:

 همراه با درد و عرق مریضان ممکنست احساس ضعف ، بیحالی و گیچی نمایند. Syncope   در مواردی چون حملات سریع ventricular tachycardia یا fibrillation و یا اختلال در سیستم انتقالیه atrio – vent و یک حمله  shock-Adams ممکنست بوجود آید.

موجودیت و یا عدم موجودیت درد در ارزیابی hypotension  بخصوص در شروع infarct  حاد میوکارد حایز اهمیت است. در برخی از اشخاص عکی العمل  vasomotor در مقابل درد بخصوص حاد بصورت  hypertension بوده اما تنقیص آنی دهانه قلبی و vasodilatation  در عضلات ، جلد و غیره سبب hypotension  گردیده که در نتیجه perfusion  نسجی کم و باعث جلد سرد و مرطوب رنگ پریده – tachycardia  و فاژه کشیدن ها را سبب میشود که البته این علایم نباید منحیث شواهد cardiogenic shock تلقی شوند تا زمانیکه درد توسط ادویه مناسب آرام ساخته شود.

Arrhythmia بطینی در ساعات اولیه بعد از احتشأ حاد میوکارد سبب hypotension گردیده که این با هایپرتنشن ناشی از infarct میوکارد تشدید میابد. میوکارد همیشه در برابر اسکیمی با تغیرات مختلفه الکتروفزیولوژیک بصورت  excitation  و  refraction  عکس العمل نشان داده و زمینه آسیب پذیری از ventricular ectopia  و ventricular fibrillation  را افزایش می دهد.

 

5 . دلبدی – استفراغ و سؤهاضمه:

دلبدی و استفراغ نزد این مریضان نادر نبوده ناراحتی  نواحی  epigaster کسب وسعت نموده احساس بد هضمی ، نفخ و باد موجود بوده مریضان مبادرت به خوردن  antacid  مینمایند که سودی نمیبخشد.

 

 

6. اذیمای ریوی و عدم کفایه بطین چپ:

در 10-20 % واقعات درد خفیف بوده ویا هیچ احساس نشده آفت بواسطه علایم دیگری تحت الشعاع قرار میگیرد بخصوص در مریصان مسن و diabetic  ها در این حوادث نزد مریض اذیمای حاد ریه ، عدم کفایه سریع بطن چپ ، ضعف عمیق ، shock عسرت تنفس ، سرفه و یا  wheeze عدم کفایه حاد بطین چپ به ملاحظه میرسد.

7. تشخیص   : Retrospective  

تقریبا" در 10%  وقایع اعراض ابتدایی آنقدر اندک اند که تشخیص بموقع صورت نگرفته بلکه ماه ها بعد در اثر اجرای ECG ممکنست آفت تشخیص شده و این نوع مخصوص نزد مریضان که اختلال سیستم عصب اتونوم دارند مثلا" دیابتیک ها به ملاحظه میرسد. این مریضان ممکنست متوجه احتشأ میوکارد نشوند زیرا درد ممکنست حدود 30 دقیقه دوام نموده بدون ارتباط به جهد و فعالیت فزیکی در حال استراحت و یا خواب بوجود آمده است.

مریضانیکه قبلا" effort angina  داشته اند ممکنست حالت غیر معمول چون درد شدید تر ، دوام بیشتر، انتشار وسیع تر و عدم کسب بهبودی با استفاده از نایتروگلسیرین را به احتشأ میوکارد عطف نمایند اما مریضانیکه effort angina را تجربه نکرده اند این حالات را به سؤهاضمه آفات عضلی عظمی و با ناراحتی های دیگر نسبت می دهند.

 

B: علایم نسجی:

علایم احتشا حاد میوکارد ممکنست جزئی باشد و یا اینکه در اولین معاینه مریض در حالت مرگ باشد. لوحه کلینکی مرض بستگی به وسعت و اندازه احتشا ، موجودیت احتشا قبلی ، اختلال وظیفوی بطین چپ و نحوه فالیت collateral  ها دارد.

 

 

1.  علایم ابتدایی : علایم ابتدائی ممکنست خیلی شدید تر باشند  که 1-2 ساعت بعد از حمله مرض مخصوصا" در مریضانیکه ventricular arrhythmia  و  marked bradicardia همراه با دهانه قلبی پائین و یا عدم کفایه آنی بطین چپ نزد آنها موجود بوده و با مکانیزم های معاوضوی subside   گردیده  مجددا" ظاهر شوند.

2.  علایم در واقعات متوسط: در اشکال متوسط مرض وضع مریض بد نبوده ، جلد خشک ، فشار و نبض نورمال و تنها شکایت موجوده ناراحتی دوامدار صدری است.

3.  علایم در واقعات شدید: در اشکال شدید مرض اشخاص بصورت حاد شدیدا" مریض بوده هایپوتنشن قابل ملاحظه ، دهانه قلی پائین ، تاکی کاردی ، جلد سرد، مرطوب و عرقناک داشته از سبب سیانوز محیطی خاکستری به نظر می رسد. اگر جریان دموی دماغ مختل گردد نزد مریض یک mental dullness  و  confusion  بملاحظه میرسد یا تکیکاردی و یا برادی کاردی وجود خواهد داشت .یافته های قلبی فقط S4 gallop  و S3 gallop ، splitting of S2 و سوفل عدم کفایه مایترل باشد. در شروع احتشأ حاد میوکارد درجه حرارت معمولا" نورمال بوده از سبب نکروز میوکارد 24-72 ساعت بعد تب نزد مریض تأسس مینماید.

4.    Shock و عدم کفایه قلبی: مریضانیکه تظاهرات کلینکی شاک یعنی فشار سیتولیک پائین 80mm-Hg و urine output  کمتر از 20ml/h داشته باشند ممکنست علایم LVF با diastolic gallop rhythm ، puls alternant و bilateral rals  را نیز ارائه نماید.  Gallop و  rats ممکنست همینطور دوام نموده و یا سریعا" بطرف  acute pulmonary edema و یا عدم کفایه احتقانی قلب  سیر نماید. Chest x-ray  عدم کفایه قلب چپ را تثبت می نماید در ساحه مرکزی ریه ناحیه متکاثف از اثر transudation  داخل alveoli  به ملاحظه رسیده و با پخش مایع تا upper lobe  ریه (در صورت موجودیت اذیمای بین الخلالی) و همچنان خطوط karley B  به ملاحظه خواهد رسید . اگر چه علایم رادیوژیک تحت الشعاع علایم hemodynamic  قرار میگیرند با آنهم شواهد خوب عدم کفایه را تبارز میدهد.

فشار وریدی سیستمیک ممکنست بلند رود و وقتی مطالعات هیمودینامیک انجام شود فشار اذین راست بلند دریافت می گردد. هر گاه علایم شاک بتاخیر افتد تقبض وریدی باعث transudation  مایع از داخل capillary  ها گردیده و مریض ممکنست hypovolemic  شود که درین صورت فشار اذین راست پائین بوده و اعاده مایعات نزد مریض ضروری میباشد.